در دو قدمی صبح که نشسته بودم
دلم ساکت شده بود و
کمی غمگین.
شبم آرام بود و
قلم، سنگین.
در دو قدمی صبح
یادی کردم از شبهای دراز یلدا
فال های بی نتیجه ی حافظ
دل دیوانه ی تنها!
*
دو قدم داشتم تا صبح
تا آغاز انتظار
تا سلام آخـــر
تا . . .
خــدا حـا فــظ .
.........................................
پ . ن: خداحافظ ای همنشین همیشه...
این جا
لب آمدنت
یا نیامدنت
اطراق کرده ام
... و این
بی قرار ترین سکونت زمین است...
- زهرا تقی زاده -