نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد.
همه ی حرفام قفل شدن توی ذهنم، و ترواش نمی کنن از قلم.
ساعت ها به صفحه ی سفید خیر ه میشم و قلم رو روی اون نگه میدارم... اما هیچ کلامی آماده ی نوشتن نمی شه.
واژه ها ازم فرار می کنن.
این میشه که خالی میشم. خالی از هر چیز...
بدون کلمات... من... هیچ م...
م... ن... هـ... یـ... ـچ...
...........................................
پ.ن: جدیدا زیاد دچار خلا میشم. حساس و زود رنج شدم. کافیه اون چیزی که می خوام یا انتظارشو دارم اتفاق نیفته، از دنیا سیر میشم!
من و تو
ما شدیم!
مَحرم شدیم...