تبليغاتX
خلوت من

نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد.

همه ی حرفام قفل شدن توی ذهنم، و ترواش نمی کنن از قلم.

ساعت ها به صفحه ی سفید خیر ه میشم و قلم رو روی اون نگه میدارم... اما هیچ کلامی آماده ی نوشتن نمی شه.

 

واژه ها ازم فرار می کنن.

این میشه که خالی میشم. خالی از هر چیز...

 

بدون کلمات... من... هیچ م...

م... ن... هـ... یـ... ـچ...

 

...........................................

پ.ن: جدیدا زیاد دچار خلا میشم. حساس و زود رنج شدم. کافیه اون چیزی که می خوام یا انتظارشو دارم اتفاق نیفته، از دنیا سیر میشم!

+ نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 21:39 توسط رضوان |

 

من و تو

 

ما شدیم!

 

                 مَحرم شدیم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 1:14 توسط رضوان |